رئیس شورای سیاستگزاری روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
بیش از ۶ دهه است که صنعتخودرو ایران آغاز بهکار کرده است. دریغا و دردا در این بازه زمانی طولانی به کمترین هدفهای توسعه آن دست نیافتیم؛ زیرا همچنان یا واردکننده قطعات منفصله و یا تامینکننده خودرو CBU از کشورهای دیگر هستیم. حتی کشورهایی که با ما شروع کردهاند با برنامهریزیهای درست مراحل توسعه را بهدرستی پیمودهاند و هماکنون در بازارهای جهان حرفهایی برای گفتن دارند. بهعنوان مثال:
کره و مالزی و کشور چین
که چون ما بودهاند روز نخستین
ز ایران گوی سبقت را ربودند
چه خودروها به ما صادر نمودند
زیرا آنها لحظهای از دستیابی به هدفهای توسعه باز نایستادند و پیوسته راه پیشرفت را پیمودهاند؛ زیرا آنها بهتر از ما میدانند تا کمتر از ۵ سال دیگر تولید خودرو با موتورهای احتراقداخلی به دلایل زیستمحیطی و ... متوقف خواهد شد و جای آن را تولید انواع خودرو برقی خواهد گرفت. اما ما همچنان نگاهمان به عقب بوده و بهدنبال طراحی و تولید خودروهای قدیمی هستیم که نه در بازار آینده جایی برای خریدوفروش خواهد داشت و نه سهمی از بازار جهان.
همه این عقبماندگیها حاصل کار بدون برنامه و باری به هرجهت است. این درحالی است که در هیچ کشور دنیا نمیتوان شرکتی را نشان گرفت که با کار از روی بیبرنامگی موفق شده باشند که ایران دومی آن باشد. اگر شیوه کنونی کار همچنان ادامه یابد و طبق برنامه مدون پیش نرود، ما دهها سال دیگر هم در صنعتخودرو الزاما نگاهمان به عقب خواهد بود و بههیچیک از هدفهای توسعه دست نخواهیم یافت و حاصل آن هم فرصتسوزی و اتلاف منابع ارزی و ریالی خواهد بود.
چون سیاستگزاریاش غلط است
میرود هر زمان بر آن بیداد
ورنه ما هم به قدر چینیها
بهره داریم ز هوش و استعداد
مشکلات پایدار این صنعت ما تامین ارز و نقدینگی، عدمارتقای عملی داخلیسازی قطعات و مجموعهها، نبود حضور در بازار کشورهای منطقه و ... . اگر خود راهکار را بلد نیستیم، چرا نباید از دیگران که این راه را با موفقیت طی کردهاند بیاموزیم؟
فرجام سخن اینکه: از قدیم گفتهاند «خواستن توانستن است». ما هم اگر بخواهیم، میتوانیم؛ بهویژه اینکه در میان کشورهای در حال توسعه از مزیتهای نسبی مانند نیروهای ماهر و جوان و با تجربه و انواع نعمتهای خدادادی مانند انواع معادن برخورداریم؛ ولی همچنان چشممان بر دست و محصولات نهایی کشورهای دیگر است.
